تبليغاتX
Ali Bagheri - علی باقری
گرافیگ و عکس های من
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

مستندی از وحید موساییان با موسیقی فریدون شهبازیان

افست - اندازه: ۱۰۰ در ۷۰ سانتیمتر

سفارش دهنده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 19:35  توسط علی باقری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

نوشته حسین کیانی - اندازه رقعی - افست - انتشارات سنا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 19:32  توسط علی باقری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

استفن لیتگر - مترجم: شاپور عظیمی - اندازه رقعی - افست - انتشارات سنا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 19:30  توسط علی باقری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

از مردن خیلی می ترسید و از اعدام نفرت داشت. می گفت: اعدام واسه سلامتی خیلی مضره، سریع آدم رو میکشه، حتی از سرطان و ایدز هم خطرناکتره، تا حالا کسی از اعدام جون سالم بدر نبرده. خدابیامرز تصمیم گرفته بود تا آخرین لحظه ی زندگیش، زنده بمونه.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 17:41  توسط علی باقری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

    عصبانی بودم که در رو محکم باز کردم و به مادرم گفتم: مگه نگفتی که خدا مهربونه و به ما دست داده، چشم داده؟ اگه مهربونه چرا دو تا دست داده؟ نمیتونست چهارتا دست می داد که هم دوچرخه سواری کنم و هم بستنی بخورم؟ ببین چی به سر لباسام اومد!

    پشت دار قالی بود، دست از کار کشید و چاییش رو ریخت تو نعلبکی، یادم نمیاد مادرم خندید یا به فکر فرو رفت!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 15:13  توسط علی باقری  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

بچه گیش خیلی زمین می خورد، ما محلش نمیذاشتیم. دست و پا چلفتی بود که نگو!

حالا که زمین خوار بزرگی شده اصلا تحویلمون نمی گیره.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم مهر 1388ساعت 15:0  توسط علی باقری  |