|
گرافیگ و عکس های من
|

توی ایستگاه وایسم و واسه رفتنت دست تکون بدم یا دستت رو بگیرم و از پنجره قطار با همه دوستانم بای بای کنم؟
نمیدونم!


چوب کبریت روشنش رو توی هوا چند بار باسرعت چرخوند و با یه مَکش عمیق که دو تا لپش رو به هم می رسوند پک محکمی به سیگارش زد. دود غلیظی از لابلای سیبیل هاش بیرون می اومد وقتی باصدای خشدارش آروم گفت که، خیلی آدم کش معروفیه، همه میشناسنش٫ نمونه ش رو هیچ جای دنیا سراغ ندارم. پشت سر ما نشسته بود، جرات نکردم برگردم و یه باردیگه نیگاش کنم. صورتم رو توی دود سیگار٫ دم گوشش بردم و خیلی یواش گفتم، مگه چندنفر رو کشته؟ داد زد، آی بچه دو تا چای بیار. نشستم سر جام. با ته خنده ای که میخواست کنترلش کنه گفت هیچکیرو، بنده خدا آزارش به مورچه هم نمیرسه. لبخند یخ زده ای روی صورتم نشست. گفتم پس چرا قاتل معروفیه؟ چایی رو از دست پسر گرفت و شروع کرد به قهقهه زدن. میز آرام آرام لرزید و صدای قروچ قروچ دندونای استکان نعلبکی روی میز هنوز تو گوشمه. روشرو به سمتم برگردوند و گفت خوب دقیقا واسه همین دیگه. که آزارش... که آزارش... .
از خنده ریسه می رفت و نمی تونست حرفش رو تموم کنه.
آقا ابرام رو همه ابا صدا می زنن. آقا ابا کَنّاسه. یه روز که زنش واسه ابا نهار میبرد سر کارش، ابا بیلش رو یه گوشه ای پرت کرد و بیل ابا به تخته سنگ خورد و بیل، دینگ صدا زد و بعد از اینکه آقا ابا نهارش رو خورد به زنش گفت:
- زن بیل من کجاست؟
- وا ابا! مگه تو زنبیل داشتی؟
- نه! میگم زن، بیل من رو ندیدی؟
- ها بیل رو می گی؟
- چشمم روشن زن، هابیل کودوم قرمس(بیب)یه؟
- عزیزم ابا جان میگم: آها بیل رو می گی؟
- ها بیل رو می گم.
- بیل دینگ صدا کرد مثله اینکه خورد به یه تخته سنگ.
- آره ها بیل دینگ صدا زد.
- ابا بیلزن کَنّاسه بدبخت، بیلدینگت کجات بود که صدات کنه؟
- بیلدینگ چیه زن! خوبه حالا انگلیسیت در حد دسته بیله. اگه بیل گیتس بفهمه که این همه استعداد داریا !!! می گم که: بیل، دینگ صدا کرد.
- اها ابا جونم فکر کردم می خوای بری تو کار بیلدینگ سازی.
- نه بابا بیلزنی که این حرفارو نداره.
- بیله زن کدوم مرتیکه ای دست توئه؟ الهی جیزجیگر بگیری.الهی عین ابابیل دهنت رو سنگ بگیرن. الهی...
- زنبیل کدومه؟ اَََه ، زن، بیل کدومه؟ وقتی از بیلاروس رفتیم بیلبائو برات بهترین بیلدینگ و اتومبیلی که تو بیلبورد تبلیغشو دیدی می خرم. اصلا ولش کن دستت درد نکنه غذات خیلی خوشمزه بود. پاشو برو خونه زن تا ابا بیل زنی شو تموم کنه. پاشو.











از وقتی که چشاش تار می بینه، علاقمند شده به موسیقی سنتی.

افست - ۵۰در۷۰ - سفاش دهنده: بانک کشاورزی ۱۳۸۶

افست - ۵۰ در ۷۰
۱۳۸۲
ساعت، ۵ وارونه بود
خواب بودم که دیدمت.
سی و نه دزد بغداد دربدر دنبالتن. دل اونارو هم دزدیدی!؟
یک روز صبح در زندان، همین که گره گور سامسا از خواب آشفته ای پرید، تصمیم گرفت که به همه چیز اعتراف کند!





انتشلرات دنیای نو - افست - رقعی
پائولو کوئیلو - ترجمه: محمد مجلسی